تعریف وعوامل و آثار دروغ ودروغگویی/دروغ ودروغگویی از منظر قرآن مجید

آثار وعوامل ومضرات دروغ و دروغگویی,دروغ و دروغگویی ازمنظرقرآن/

دروغ و دروغگویی,تعریف وعوامل و آثار دروغ ودروغگویی,دروغ ودروغگویی از منظر قرآن مجید

دروغ یکی از بدترین معایب، زشت ­ترین گناهان و منشا بسیاری از مفاسد است تا آنجا که یکی از گناهان کبیره به شمار می رود و از رذایل اخلاقی محسوب می شود. و قرآن و روایات معصومین(علیهم السلام) آن را به شدت مورد مذمت و نکوهش قرار داده ­اند.

دروغ ریشه و سرچشمه سایر گناهان بوده، اگر همه گناهان در یک فضا موجود باشد، کلید مورد نیاز برای ورود به این فضا دروغ است، در دنیا و آخرت انسان را از رحمت الهی محروم می نماید، و در میان مردم بی اعتبار می کند، اعتماد عمومی را سلب می نماید و جامعه را به نفاق دچار می کند.

دروغ در اصل در سخن و گفتار است و در اصطلاح به معنی عدم مطابقت سخن و گفتار به واقع است.شخص دروغگو به دنبال این است که با دروغ و سوگندهای دروغین و به سوء استفاده از باورهای مردم به اموری چون خداوند و پیامبر اکرم حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم  وامامان معصوم علیهم السلام  سوگند بخورد تا به منافع زشت خود دست یابد.

در آیات قرآن که سرشار از معارفی است که آدمی را در حرکت به سمت کمال مطلق راهنمایی می نماید در خصوص دروغ (کذب) به طور وسیع سخن گفته است و در شاخه­ های مختلف آن از جمله: عوامل دروغگویی، آثار دروغگویی و عاقبت دروغگویان اشاره شده است و همچنین در روایات معصومین(ع) نیز دروغ به شدت نکوهش شده است و سرانجام دروغگویان را با ویرانی ایمانشان می دانند.

 

چرا دروغ نگوییم؟

تا حالا فکر کرده اید که سخت ترین کار دنیا برای تان چیست؟ بگذارید یک راهنمایی بکنم، به نظر شما با انجام چه کاری آدم در یک باتلاق گرفتار می شود و هر چه دست وپا می زند، بیشتر فرو می رود؟

فردی که این کار را انجام می دهد، نه چوپان است نه گرگ دیده، اما صدچاقو که بسازد یکی دسته ندارد. او راست حرف نمی زند، از صبح که بیدار می شود تا شب که به رختخواب برود بارها دروغ می گوید و دیگران را با حرف هایش بازی می دهد. نه پدر، نه مادر، نه همسر، نه دوست و نه کارفرما؛ رو در رو شدن با هیچ کدام از اینها او را از دروغ گفتن منصرف نمی کند.

او تا آنجا که بتواند حقایق را مخفی کرده، حرف های غیرواقعی به زبان می آورد تا هم به اهدافش نزدیک تر شود و هم از خود آدمی موجه تر بسازد.اما دروغ نه ترفند است و نه برگ برنده، بلکه چاقویی است که فرد دروغگو، لبه اش را به سمت خودش می گیرد و با تمام توان به آبرو و سلامت روانی اش حمله می کند.

در یک کلام، اگر می خواهید مردم با شما صادق باشند، شما نیز باید آدم باجنبه و باظرفیتی باشید و سعه صدر لازم را داشته باشید
حرکت روی گُسل دروغ سخت ترین و خطرناک ترین قسمت زندگی است، شاید بگویید، آنها که راستش را می گویند به کجا رسیده اند، اما یک سوال آنها که دروغ گفتن چقدر برای پوشاندن دروغی که گفتن انرژی و وقت هدر کردند. اعتماد کردن بین ما انسان ها یک عنصر بسیار گرانسنگ است؛ چه در محیط خانواده و چه در محیط اجتماعی.

اما همین عنصر مهم ممکن است با دروغ از بین برود. دروغ تیری است که در قلب اعتماد می خورد؛ یعنی بیشتر از هر چیزی اعتماد را نشانه می رود؛ در واقع تنها مقصدی که با دروغ می توان بدان رسید، بی اعتمادی است. اما عامل دروغگویی چیست؟ چه می شود که آدم ها دروغ می گویند؟ عواملی وجود دارد که ریشه در درون خود افراد دارد.

دروغ و دروغگویی,تعریف وعوامل و آثار دروغ ودروغگویی,دروغ ودروغگویی از منظر قرآن مجید
احساس عزت مندی داشته باشد
پیامبراکرم حضرت محمد صلی الله علیه و آله می فرمایند: «دروغگو دروغ نمی گوید مگر به سبب حقارتی که در او است.» نخستین عامل دروغ این است که طرف احساس عزت ندارد و انسان پستی است؛ آدم فرومایه ای است؛ اعتماد به نفس لازم ندارد. عزت نفس ندارد و حقیر است. پس اگر ما دیگران را حقیر و کوچک کردیم این پست کردن و تحقیر کردن عامل دروغگویی آنها می شود. آدم های پست راحت دروغ می گویند اما آدمی که عزیز باشد و احساس عزت مندی داشته باشد کمتر دروغ می گوید.

لطفا نترسید
دروغ تیری است که در قلب اعتماد می خورد؛ یعنی بیشتر از هر چیزی اعتماد را نشانه می رود؛ در واقع تنها مقصدی که با دروغ می توان بدان رسید، بی اعتمادی است.

عامل دیگری که به خصوص در روابط خانوادگی خودش را خیلی نشان می دهد بحث ترس است؛ در مورد بچه ها و زن و شوهر، بچه شما یک کار زشتی کرده و شما چنان تنبیه و توبیخش می کنید و به او تشر می زنید و سرش فریاد می کشید که اگر این بچه یک بار دیگر چنین اشتباهی کرد، ترجیح می دهد که دیگر به شما نگوید یا دروغ بگوید؛ چون که دیده عکس العمل شما خیلی بد و نامناسب است.

در رابطه با زن و شوهر نیز به همین شکل؛ مرد و زن از ترس یکدیگر دروغ می گویند. چون می ترسند که اگر راست بگویند یک عکس العمل بسیار تند از طرف مقابل ببینند. در جامعه هم به همین ترتیب است.

عیب هایی که دروغ در چهره دارد
انسان اشرف مخلوقات است یعنی دارای شعور و روح والا و اعتماد به نفس و اخلاق نیکوست. وقتی انسان از این صفات برخوردار باشد می توان گفت قابل اتکاست و می شود به او اعتماد کرد و حرف هایش خریدار دارد چون موجودی عملگراست. در غیر این صورت با سایر حیوانات زنده یا انسان مرده فرقی نخواهد داشت. کسانی که دروغ می گویند دائما دلهره و ترس از این دارند که مبادا حقیقت رو شود، ولی غافلند از این که هیچ وقت ماه پشت ابر نمی ماند.

هیچ کس دروغگو به دنیا نمی آید، در این بین ما باید چه کنیم که این دروغگویی رخ ندهد؟ سعی کنیم عکس العمل مان نسبت به رفتار غلط دیگران با سعه صدر و طمأنینه باشد؛ البته نه اینکه تشویقشان کنیم ولی برخورد آرام تری داشته باشیم؛ زیرا اگر با پرخاشگری برخورد کنیم منجر می شود به اینکه دیگران به ما راستش را نگویند. در یک کلام، اگر می خواهید مردم با شما صادق باشند، شما نیز باید آدم باجنبه و باظرفیتی باشید و سعه صدر لازم را داشته باشید.

دروغ و دروغگویی از نگاه قرآن

معنی دروغ

دروغ در حوزه رذایل اخلاقی و نابهنجاری اجتماعی به معنای سخن ناراست، خلاف حقیقت و یا واقعیت و گفتاری ناحق است.
راغب اصفهانی در کتاب مفردات الفاظ القرآن بر این باور است که اصل کذب و دروغ در گفتار است. تفاوتی در دروغ از این لحاظ نیست که در گذشته اتفاق افتاده باشد یا در آینده؛ چنان که تفاوتی از این جهت وجود ندارد که دروغ نسبت به وعده ای باشد که انجام نمی شود و یا امر دیگری باشد. (مفردات ص ۴۷۸ ذیل واژه صدق)

البته برای دروغ اقسام و انواعی گفته اند و برای هر یک از آنها نام های خاصی گذاشته شده است. از جمله به افک و افترا و زور و خرص اشاره کرد.

نفاق و دروغ، دو روی یک سکه

شخصی که کاری ناپسند انجام می دهد و یا قانون شکنی می کند، زمانی که در موقعیت بازخواست قرار می گیرد با ابزار دروغ می کوشد تا زشتی کار خویش را بپوشاند و دیگری را فریب دهد. فریب و نیرنگ زدن از راه تغییر ماهیت عمل به گفتار موجب می شود تا شخص در جایگاهی قرار گیرد که عیب و عاری بر او نیست.

ماهیت دروغ فریب دیگری است. دروغگو در تعامل اجتماعی، برای بازسازی وجه شخصیتی و اعتباری خویش تلاش می کند و فریب و نیرنگ در گفتار از این جهت انجام می شود.

دروغگو، به نوعی، شخصی منافق است و اساساً ارتباط تنگاتنگی میان دروغ و دورویی است. دو رویی و دروغ بیانگر آن است که میان ظاهر و باطن فرد سازگاری و تناسب نیست و عدم تطابق به عنوان مؤلفه اصلی نفاق و کذب می باشد. دورویی و دروغگویی از این نظر یکسان هستند.

در دروغگویی شخص برای بازسازی و توجیه رفتارها و کردارهایش تلاش می کند و می کوشد تا شخصیت کاذبی را به جامعه نشان دهد که عامل وادارکننده شخص به دروغگویی می تواند ترس از قدرت دیگری و یا دست یابی به منفعت و یا مصلحتی باشد اما در نفاق عامل اصلی و هدفی که موجب می شود تا به نفاق گرایش یابد ترس از قدرت است که می تواند وی را از منفعتی محروم کند و یا فشاری بر او وارد سازد و او را وادار به امری کند که با باورها و اعتقادات وی سازگار نیست. از این رو می توان گفت نسبت میان دروغگویی و نفاق عموم و خصوص مطلق است.

ملاک شناخت دروغ

قرآن ملاک و معیار تشخیص دروغ از راست را این دانسته است که شخص هرگاه مخالف اعتقاد و باور خویش سخنی را به میان آورد، در حقیقت دروغ گفته است، حتی اگر در سخن وی سخن حقی باشد ولی چون با باورهای وی نامتناسب است و تطابقی میان سخن و باورش نیست آن سخن دروغ دانسته می شود.(منافقون آیه۱)

بنابراین ممکن است شخصی سخنی را بگوید که نادرست و ناحق باشد ولی چون باور وی آن است که آن چه می گوید راست است نمی توان وی را متهم به دروغ گویی کرد. برعکس اگر شخصی باوری داشته باشد و برخلاف باور خویش سخن حقی را بگوید، او دروغگو است؛ زیرا وی برخلاف باور خویش و به قصد دروغ سخن حقی را به زبان آورده است. بنابراین ملاک و معیار سخن راست از سخن دروغ باورهای شخص و سخنان وی است. از این رو تطابق سخن با حق و یا واقع، ملاک سنجش نیست بلکه مطابقت باورهای شخص با سخنی است که به زبان می راند.

عوامل دروغگویی

قرآن عوامل چندی را به عنوان عامل دروغگویی معرفی می کند. قرآن منشأ دروغ را شیطان و ابلیس می داند و به انسان هشدار می دهد که شیطان به عنوان بنیانگذار دروغ و کسی که از این طریق کوشید تا به اهداف پست خود دست یابد، موجودی است که انسان را تشویق به دروغ می کند. قرآن در داستان آفرینش و خلافت انسان گزارشی کامل از واقعه به دست می دهد و در آن جا به اموری توجه می دهد که بسیار حیاتی و حساس است.

قرآن گزارش می کند که ابلیس برای دست یابی به اهداف خویش و خوار و گمراه کردن انسان به دروغ متوسل می شود و نخستین موجودی است که از آن برای دست یابی به اهداف شوم خود سود می برد. به نظر می رسد که ابلیس بی دروغگویی نمی توانست آدم را گمراه کند و لذا برای گمراه کردن وی از سوگند دروغ بهره برد.

قرآن به انسان هشدار می دهد که شیاطین و یاران ابلیس الهام کنندگان دروغ بر دروغگویان هستند (شعراء آیه ۲۲۱ و ۲۲۲) و آنان هستند که به این نابهنجاری دامن می زنند. البته قرآن توضیح می دهد که شخصیت دروغگویان به آنان اجازه می دهد تا تصرف شوند. از این رو می فرماید شیاطین بر هر تهمت زننده و گناهکار الهام به دروغ می کنند.

چیرگی شیطان و ابلیس بر انسان موجب می شود تا به دروغ بلکه سوگندی های دروغ گرایش پیدا کند و برای دست یابی به منافع، با سوءاستفاده از باورهای مردم به اموری چون خدا و پیامبر و امامان (ع) سوگند بخورد. (مجادله آیات ۱۴ و ۱۹)

دروغ و دروغگویی,تعریف وعوامل و آثار دروغ ودروغگویی,دروغ ودروغگویی از منظر قرآن مجید

حسادت، عامل دروغ

از دیگر عوامل، می توان به حسادت اشاره کرد. انسان به جهت حسادت نسبت به دیگری گرفتار اخلاق زشت دروغ می شود. نمونه و مصداقی که قرآن مطرح می سازد داستان برادران یوسف(ع) است که برای جلب اعتماد حضرت یعقوب و دست یابی به منفعتی، دروغ بر زبان راندند. است. (یوسف آیه ۹ و ۱۱)
بی گمان حسادت، عامل بسیاری از نابهنجاری ها، و رذایل اخلاقی است و از این لحاظ می بایست گفت که حسادت حتی عامل مهم در کفر ابلیس و رانده شدن حضرت آدم(ع) از بهشت است.

عامل دیگری که قرآن شناسایی ومعرفی می کند گناه پیشگی انسان است. در حقیقت دروغ گویی ریشه در گناه دارد از این رو در آیه ۷ سوره جاثیه می فرماید: ویل لکل افاک اثیم؛ وای بر هر دروغگوی گناهکار. در این آیه اثیم به عنوان تعلیل و علت و عامل دروغ بیان شده است.

قرآن مکر زنانه را نیز به عنوان عامل دروغگویی مطرح می سازد. (یوسف آیه۲۵ تا ۲۸) با توجه به آنچه ذکر شد به نظر می رسد که عامل اصلی همان مسأله توجیه رفتار و اعمال است. شخص می کوشد تا با توجیه رفتار خویش و زشت نشان دادن رفتار دیگری خود را تبرئه نماید. از این رو مکر، هم می تواند زنانه باشد و هم غیرزنانه و هم دروغگویان از این شیوه برای دست یابی به اهداف خاصی بهره می برند.

با آن که دروغ در میان همه ملت ها و ادیان امری ناپسند و زشت شمرده می شود (غافر آیه ۲۸) ولی همگان بدان تمسک می جویند و برخلاف باورها و اعتقادات خویش دروغگویی را گاه به صورت پیشه و گاه به صورت موردی انجام می دهند.

برخی از افراد بیش از دیگران به دروغ تمایل و گرایش دارند. این افراد کسانی هستند که از نظر شخصیتی، خود را با گناه آلوده کرده اند ولی از آن جایی که نمی توانند به آسانی و در همه جا رفتارهای نابهنجار و غیرقانونی خود را انجام دهند به دروغ گرایش می یابند تا در پناه دروغ، اعمال و رفتار خویش را توجیه و پسندیده جلوه دهند.

آثار دروغ و دروغگویی

برخی بر این باورند که عامل فزاینده نابهنجاری ها و گناهان در شخص و جامعه، دروغ و دروغگویی است. هر چند که هنجارشکنی و گناه، ریشه در علل و عوامل دیگری دارد ولی افزایش گرایش فرد به گناه را می بایست در دروغگویی انسان دانست.

اگر شخص به جهت کسب منافع و یا مصالح، قانون را زیر پا می گذارد و با عبور از قانون و هنجارهای پسندیده اجتماعی می کوشد تا آن منافع دست یابد این عامل دروغ است که این مساله را سامان می دهد و با تغییر وجوه ناپسند و زشت آن، مساله را در ظاهر پسندیده و هنجاری می نمایاند. بنابراین باید گفت دروغ در جامعه مهم ترین عامل افزایش نابهنجاری ها و حریم شکنی ها و قانون شکنی هاست.

آثار دروغ و دروغگویی از نگاهی دیگر

هر نابهنجاری آثار و تبعاتی در فرد و جامعه و در دنیا و آخرت به جا می گذارد. از مهم ترین آثار دروغگویی در حوزه اجتماعی، سلب اعتماد عمومی است. افزایش دروغ در میان افراد جامعه، هرگونه قضاوت و داوری درستی را سلب می کند و اشخاص در تعامل با یک دیگر نمی توانند به گفتارهای یک دیگر در هیچ حوزه ای اعتماد کنند.

از آثار دیگری که قرآن برای دروغ بر می شمارد آثاری است که به حوزه شخصی باز می گردد. قرآن بیان می کند که نخستین کسی که از دروغ زیان می بیند خود دروغگوست. (غافر آیه ۲۸) قرآن از مردم می خواهد که از دروغ پرهیز کنند؛ زیرا دروغگویی امری زیان آور برای انسان است (همان) افزون بر این موجب می شود تا در زمره ستمگران قرار گیرد (آل عمران آیه ۹۴ و انعام آیه ۲۱ و ۹۳ و ۱۴۴) و در دنیا از رستگاری محروم گردد (یونس آیه ۶۹ و نحل آیه ۱۱۶) و از هدایت الهی نصیب و بهره ای نبرد. (زمر آیه ۳ و نیز غافر آیه ۲۸) و در آخرت نیز روسیاه برانگیخته شود. (زمر آیه ۶۰)

دروغ عامل بدعتهای غلط

قرآن گفته های بی اساس و دروغ را عامل اصلی بدعت ها در دین برمی شمارد. (نحل آیه ۱۱۶) و دروغگویی را عامل مهمی در افزایش بیمار دلی افراد بیان می کند. (بقره آیه ۸ و ۱۰) و این گونه است که از دریافت آیات الهی و حقایق باطنی محروم می شود. (جاثیه آیه ۷ و ۸) و در نهایت با پیشه گرفتن دروغگویی در دنیا به جرگه منافقان وارد می شود و به مصیبت نفاق گرفتار می آید. (توبه آیه ۷۷).

دروغگو، انسان نامتعادل

به نظر می رسد که دروغ به عنوان نابهنجاری گفتاری، هم به صورت موردی و هم به صورت تداوم عامل مهمی در خروج انسان از تعادل شخصیتی است. انسان متعادل برای این که دچار بیماری نفاق و فقدان سلامت شخصیتی نشود می بایست از دروغ موردی نیز پرهیز کند.

منابع:پایگاه عرفان،پایگاه پژوهشکده فرهنگ ومعارف قرآن،پایگاه تحقیقاتی قرآن،جام جم

کلمات کلیدی:

آثار وعوامل ومضرات دروغ و دروغگویی,دروغ و دروغگویی ازمنظرقرآن,دروغ ودروغ گویی,آثاردروغگویی,دروغ ودروغگویی ازنظرقرآن,دروغ گناهی کبیره,عوامل واثرات دروغگویی,تعریف دروغ ودروغگویی,دروغ دراسلام,درباره دروغ ودروغگو,چرادروغ میگوییم,راستگوباشیم,چرانبایددروغ بگویم

 

۲ دیدگاه برای “تعریف وعوامل و آثار دروغ ودروغگویی/دروغ ودروغگویی از منظر قرآن مجید”

خادم الحسین بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۶ در ۶:۱۲ ب.ظ

سلام:
مقاله عالی ومفیدی بود
ممنون

بلیط هواپیما بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۶ در ۹:۵۳ ق.ظ

سلام و سپاس فراوان از اشتراک گذاریتون .مطالب سایت عالیه
به امید موفقیتهای روز افزون
خسته نباشید

پاسخ دهید

دیدگاه شما

تویتر خوشمزه فیس بوک دیگ StumbleUpon بوز تکنوراتی

بهینه سازی پوسته : پک سنتر
آماده شده توسط : ماندگار وب