چگونه دل اهل بیت علیه السلام را با شاد کردن دل مومنین شاد کنیم

چگونه دل اهل بیت راشاد کنیم-شاد کردن دل مومنین

وَ قَالَ علیه السلام لِکُمَیْلِ بْنِ زِیَادٍ النَّخَعِیِّ یَا کُمَیْلُ مُرْ أَهْلَکَ أَنْ یَرُوحُوا فِی کَسْبِ الْمَکَارِمِ وَ یُدْلِجُوا فِی حَاجَهِ مَنْ هُوَ نَائِمٌ فَوَالَّذِی وَسِعَ سَمْعُهُ الْأَصْوَاتَ مَا مِنْ أَحَدٍ أَوْدَعَ قَلْباً سُرُوراً إِلَّا وَ خَلَقَ اللَّهُ لَهُ مِنْ ذَلِکَ السُّرُورِ لُطْفاً فَإِذَا نَزَلَتْ بِهِ نَائِبَهٌ جَرَی إِلَیْهَا کَالْمَاءِ فِی انْحِدَارِهِ حَتَّی یَطْرُدَهَا عَنْهُ کَمَا تُطْرَدُ غَرِیبَهُ الْإِبِلِ

 امیرالمومنین امام علی (ع)– درود خدا بر او – به «کمیل» فرزند «زیاد نخعی» فرمود: ای کمیل، خانواده‌ات را دستور ده که روز را به فراگیری اخلاق نیک بپردازند و شباهنگام در پی کمک رسانی به افتادگان باشند. سوگند به خدایی که صداها را شنود، هرکس دلی را شاد کند خداوند از آن شادی، لطفی برای او ذخیره کند که به هنگام نزول بلا، چون سیل در سرازیری به دادش رسد تا آن بلا را از او بگردانَد همان گونه که شتر غریب را از چراگاه برانند.. « نهج البلاغه،حکمت۲۵۷»

در آموزه های دینی موارد زیادی داریم که شاد کردن برادر مؤمن، یکی از عبادات بزرگ است. مضمون بعضی از این روایات این است که بهترین و یا محبوب ترین عبادات نزد خدای متعال این است که انسان دل برادر مؤمن خود را شاد و یا به تعبیر معروف، در قلب مؤمن «ادخال سرور» کند. روایت زیبایی در کتاب کافی آورده شده که امام باقر علیه السلام فرمودند: «خدای متعال عبادت نشد به چیزی که محبوب تر باشد نزد او از آن که سروری در قلب مؤمن وارد کند.» با تفحص در این روایت و بسیاری از روایات دیگر با همین مضمون به خوبی در می یابیم که در آموزه های دینی ما شاد کردن مومن از محبوب ترین عبادت ها نزد خدای متعال است.

شاد کردن مومنین به چه قیمتی؟!
در این مقوله سوال مهمی پیش روی ما قرار می گیرد و آن اینکه: آیا انسان هر کسی را، از هر راهی که شاد کند، چنین عملی، عبادت محسوب می شود؟ جواب این سؤال تا حدی روشن است. هر کس که آشنایی مختصری با نظام ارزشی اسلام، مکتب اهل بیت (علیهم السلام) و معارف اسلامی داشته باشد، جواب این سؤال را می داند. منظور این نیست که کسی از راه گناه، دیگری را شاد کند; یعنی گناهی مرتکب شود تا دیگری شاد شود. مسلما این کار نه تنها ثوابی ندارد، بلکه گناهش هم محفوظ است. در بعضی از روایات به این نکته، که نباید شاد کردن مؤمن همراه با گناه باشد، تاکید شده است.

امام صادق علیه السلام فرمودند: چون خداوند مـؤمـن را از قـبرش درآورد تمثالی با او خارج شود که در جلو او راه می رود و هرگاه مؤمن یکی از صحنه های هراس انگیز روز قیامت را ببیند آن تمثال به او گوید: نترس و غم به خود راه مده…مؤمن به او گوید…تو کیستی؟ تمثال گوید: من همان شادی و سُروری هستم که به برادر مؤمنت رساندی.

بعضی از بزرگان می گویند شاد کردن مؤمن، حتی به صورتی که مستلزم کارهای لغو و مبتذل باشد، مطلوب نیست. ممکن است افراد غیر متقی و کسانی که در گفتار و رفتارشان چندان مقید نیستند، بعضی بذله گویی ها و مسخره بازی هایی، که در شان مؤمن نیست، انجام دهند و تصور کنند که چون با این کارها دیگران را شاد کرده اند، بالاترین عبادات را انجام داده اند.

هر چند فرض کنیم که این گونه کارها حرام نباشد، اما دست کم جزو کارهای نامطلوب و احیانا مذموم (مکروه یا مشتبه) به شمار می آید که البته ممکن است در این مورد استثنائاتی باشد.

فرض کنید فردی در اثر گرفتاری و مشکلات زندگی دچار افسردگی شدید شده و یک حالت بیمارگونه ای پیدا کرده باشد به گونه ای که اگر بخواهند او را از این حالت خارج کرده و شاد کنند، راهی جز بذله گویی یا انجام رفتارهایی که در شرایط عادی مطلوب نیست وجود ندارد. این کار ممکن است نوعی معالجه باشد. ولی این حالت استثناء است. و نمی توان گفت که هر کس برای شاد کردن دیگران، به هر شکل رفتار کند، بالاترین عبادت را انجام داده است.

مسلما نمی توان از طریق گناه و حتی از راه امور مکروه، مشتبه و یا لغو، چنین عملی را انجام داد. کارهای لغوی وجود دارد که فی حد نفسه مطلوب نیست: «و الذین هم عن اللغو معرضون.» (مؤمنون: ۳) از صفات مؤمنان این است که مرتکب کارهای بیهوده نمی شوند. بنابراین، می توان گفت که به طور مطلق، شاد کردن هر کسی بالاترین عبادات نیست بلکه تنها شاد کردن مؤمنین از مجاری شرعیه و راه هایی که شرعا مجاز است مطلوب و پسندیده و بالاترین عبادات محسوب می شود.

شاد کردن مؤمن
عصر خلفای عباسی بود یکی از اهالی ری که شیعه بود می گوید: عامل وصول مالیات از طرفی یحیی بن خالد برمکی (وزیر هارون) به سراغ من آمد تا بقیه مطالبات مالیاتی را از من بگیرد،

از بعضی شنیده بودم که آن عامل ، گرایش به تشیع دارد،آن سال عازم حج شدم و در سفر حج به مدینه رفتم و با امام موسی بن جعفر (علیهما السلام) ملاقات نمودم و از وضع زندگی و تنگ دستی خود شکایت کردم و جریان عامل اخذ مالیات را گفتم که تمایل به تشیع دارد امام کاظم (علیه السلام) نامه ای برای آن مامور نوشت ، و مکتوب آن نامه این بود: بسم الله الرحمن الرحیم – اعلم ان لله تحت عرشه ظلا لایسکنه الا من اسدی الی اخیه معروفا، او نفس عنه مکروبااو ادخل علی قلبه سرورا. :بدان برای در تحت عرش او سایه ای است که در آن سایه کسی سکونت نمی گزیند مگر کسی که کار نیکی برای برادر مؤمنش فراهم کند، یا اندوهی از او بر طرف سازد، یا قلب او را شاد نماید.

از حج بازگشتم و نامه امام را به آن مأمور اخذ مالیات دادم ، او برخاست و آن نامه را بوسید و سپس آن را خواند، آنگاه همه اموال و لباس خود را طلبید و حاضر کردند و او همه آنها را بین خود و من تقسیم نمود و آن چیزهائی که قابل قسمت نبود، قیمت آنها رابه من داد. سپس دفتر دیوان را خواست و نام مرا از لیست مالیات دهندگان حذف کرد و بدهکاری مرا قلم زد و مرا خشنود ساخت و من خداحافظی کردم و به خانه خود مراجعت نمود، و با خود می گفتم چگونه آن همه بزرگواری این عامل را جبران نمایم و برای او دعا کنم ، و به حضور امام کاظم (علیه السلام) بروم و محبت های آن مامور را به آن حضرت بگویم .

 سال بعد در حج شرکت نموده و به حضور امام کاظم (علیه السلام) رسیدم ، و جریان محبت های آن مامور را برای آن حضرت بیان می کردم ، هر لحظه شادی را در چهره آن حضرت می دیدم، گفتم ای مولای من، آیا این خبر تو را شاد کرد؟
امام باقر علیه السلام فرمودند: «خدای متعال عبادت نشد به چیزی که محبوب تر باشد نزد او از آن که سروری در قلب مؤمن وارد کند.»
در پاسخ فرمود: ای والله لقد سرنی و سر امیرالمؤمنین (علیه السلام) و الله لقد سر جدی رسول الله (صلی الله علیه و آله) و الله لقد سرالله تعالی: آری سوگند به خدا مرا و امیرمؤمنان (علیه السلام) را شاد کرد، و سوگند خدا جدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را شاد کرد و سوگند به خدا، خداوند را شاد نمود.

سخن آخر:
در بعضی از احادیث گفته شده که اگر کسی مؤمنی را شاد کند تنها یک شخص را شاد نکرده بلکه ما اهل بیت (علیهم اسلام) را نیز شاد کرده است و یا کسی که ما را شاد کند، پیغمبر خدا (صلی الله علیه و آله) را شاد کرده است. بنابراین بدون تردید می توان نتیجه گرفت که از نظر اهل بیت (علیهم السلام) شاد کردن مؤمنین کار بسیار پسندیده و بلکه بالاترین عبادات است. و به نظر میرسد دست یافتن به این عبادت چندان کار سختی نباشد. پس عقلانی به نظر نمیرسد که این همه پاداش را که حتی هزینه ی مالی برای ما ندارد را به راحتی از کف بدهیم.

طبق روایتی (کافی ج ۲ ص ۱۹۰) امام صادق علیه السلام فرمودند: چون خداوند مـؤمـن را از قـبرش درآورد تمثالی با او خارج شود که در جلو او راه می رود و هرگاه مؤمن یکی از صحنه های هراس انگیز روز قیامت را ببیند آن تمثال به او گوید: نترس و غم به خود راه مده…مؤمن به او گوید…تو کیستی؟ تمثال گوید: من همان شادی و سُروری هستم که به برادر مؤمنت رساندی.

منابع:
داستان دوستان/محمد محمدی اشتهاردی
سایت مشرق نیوز
سایت حوزه
سایت اندیشه قم

عرفان

کلمات کلیدی :

شادکردن دل مومنین,راههای شادکردن اهل بیت,مطالب ومقالات مذهبی,شادکردن ائمه اطهار

 

پاسخ دهید

دیدگاه شما

تویتر خوشمزه فیس بوک دیگ StumbleUpon بوز تکنوراتی

بهینه سازی پوسته : پک سنتر
آماده شده توسط : ماندگار وب