مسافران ره عشق کجایند؟ دلنوشته هایی بیاد و برای شهدا

دلنوشته برای شهدا-جملاتی برای شهدا-نوشته هایی برای شهدا

مینویسم تا یادم نرود:

تمام اقتدار میهنم را از پرواز شما دارم…

این روزها بیشتر از همیشه شرمنده نگاه منتظرتان هستیم

آن نگاهی که گویا فریاد میزند…

خونمان را به سازش با دشمن نفروشید

افسوس…هزاران افسوس که خون دل خوردنت هایتان…یادمان رفت

شهدا، همه تعلقات را از خود بریدند و خود را مسافر آسمان کردند، تا گذرگاه بودن دنیا را اثبات کرده باشند و راز آزادی را بربریدن از خویش ثبت نموده باشند.

راستی آنان در کدامین فصل سبز شکفتند و چنین سرخ روییدند؟ در کدامین نماز عشق سجده بر آسمان می بردند؟ و در کدامین صبح طلوع، خورشید را شرمنده حضور خود کرده اند؟

آنان که مسافر شهر عشق بودند در کدامین شام تیره با نگاه ستارگان پیوند خوردند و چرخ را در مدار عظیم گردش خود به بازی گرفتند؟

آنان در وسعت کدامین هستی زاده شدند که مرگ را چنین به سخره گرفتند؟ گویی هنوز پیکرهای پاکشان به روی دست هزار هزار فرشته به سوی آسمان تشییع می شود . آیا می دانید که آنان را چه وعده داده شد که آن گونه بی مهابا می تاختند؟ مگر چیزی برایشان شیرین تر از شهادت معنی داشت؟ چه شد که بزرگ ترین آرزویشان طلب دعای شهادت از امام بود؟ راستی که بودند آنان؟

آتش پر حجم دشمن بر روی سنگرها و خاکریزها سال هاست که فرو نشسته . نه سکوت گوش خراش خمپاره ای و نه انتشار مرگ به وسعت یک منطقه عملیاتی .

دیگر نارنجکی در آغوش بسیجی ۱۳ ساله ای نمی گنجد و به روی میدان مین و انتهای معبر، تن سوزانی نمی ماند . دیگر شب ها ندای توسل و کمیل بچه ها با نغمه سرخ مسلسل ها در هم نمی آمیزد و دشت نبرد در سکوتی معنی دار فرو رفته است .

انتهای کانال نزدیک رمل ها چند شقایق رسته . هنوز ملائک گاه گداری اینجا سر می زنند; به روی رمل ها سینه می زنند، سیم های خاردار انتهای معبر را بوسه می زنند . سبد سبد گلهای خاطره آورده اند تا خاک، بوی یاس و محمدی، بوی خوش نافله های مردانی را که چون شهابی سرخ فام بر تارک بلندی گیتی گذر کردند، فراموش نکند .

آنان رویش را در کدامین مکتب آموختند و در کدامین معبد زانو زدند و در کدامین وادی بار یافتند؟ فلق را با آنان چه نسبت است؟ و شفق را که جامه سرخ بر تن کرده چطور؟

می خواهی بدانی؟ فکه و طلائیه با وسعت عظیم خود، آبهای خروشان اروند و شلمچه با وسعتی به وسعت عاشورا، خاک بدر و خیبر، سیم های خاردار، پوتین پاره پاره میانه میدان مین، سنگ فرش ها و نخل های بی سر خونین شهر، کنار سرو قدیمی کوچه مردی به روی ویلچر، کنار روستایی دورافتاده گوشه گورستان قبر یک شهید، میان دیوارهای کاه گلی روی طاقچه عکس یک شهید، به روی تخت آسایشگاه قامت یک سپیدار، لبخند «برادر بسیجی » در خیبر و مجنون، تمثال گرد و غبار گرفته شهید در گلزار شهدای شهر، پدر پیر و مادر خمیده و نابینا از شدت گریه و انتظار برای یوسف گم شده، و بالاخره پدران و مادران چشم انتظار فرزندان دربند پس از حدود دو دهه و . . . همه و همه به شما پاسخ خواهند گفت .

کوچه هایمان را به نامشان کردیم که هرگاه آدرس منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه خون کدام شهید است که با آرامش به خانه می رسیم !

منبع : پایگاه حوزه

۳ دیدگاه برای “مسافران ره عشق کجایند؟ دلنوشته هایی بیاد و برای شهدا”

علی اینانلو فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۶ در ۸:۴۲ ب.ظ

سلام برشهدا
روح همه شهدا وامام شهدا شاد
انشاءالله خدا یاریمان دهد که راه شهدا را ادامه داده تا شرمنده شهدا درقیامت نشویم

‫یاد و خاطره شهدا خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۶ در ۴:۴۵ ق.ظ

حق نگهدارتان

یاران اسفند ۱۸ام, ۱۳۹۶ در ۹:۰۱ ب.ظ

چشم تفحص تاریخ
شهید، چشم تفحص تاریخ است؛ چشمی که تا ابدیت، امتداد دارد و تا قیامت، دوام.
شهید، مقامی است که معادلش، در قاموس هیچ عالمی نیامده است؛ اما رسالت او در تمام ذرات عالم، انتشار یافتنی است؛ چرا که شهادت، فصل اول کتاب رسالت است و رسالت، همان مسئولیت شهودی است که بر دوش همه انسان‌ها، از لحظه تشییع پیکر شهید، قرار می‌گیرد.

پاسخ دهید

دیدگاه شما

تویتر خوشمزه فیس بوک دیگ StumbleUpon بوز تکنوراتی

بهینه سازی پوسته : پک سنتر
آماده شده توسط : ماندگار وب