وصیتنامه شهدا تجلّی تفکر و هدف شهدا

وصیتنامه شهدا/کلام شهدا/هدف شهدا/تفکر شهدا

شهید سیدمحمد هاشمی

چه مرگی بهتر از کشته شدن در راه خدا است: «شهادت» مقطعی از حرکت تکاملی است که انسان به وجود مطلق می‌پیوندد، ‌و هیچ اجباری در این پیوند نیست، بلکه باید انسان راه رشد را بیابد و از طغیان و زبونی درآید تا بتواند به ملاقات حق که متضمن تلاش و کوشش اوست نایل گردد.

شهید محمد حیدری

در این مرحله از زندگیم این باور را قبول کرده‌ام که نباید در یک خط ثابت و یک مکتب الهی حرکت کنم. در یک زندگی مکتبی که انسان هدف دارد، و برای رسیدن به هدف مبارزه می‌کند، دیگر جایی برای احساس باقی نمی‌ماند. ای خدا، مرا یاری کن تا راهی را که می‌روم به سرمنزل مقصود برسانم.

شهید مرتضی حسینی رستمی

راهی که من رفتم راه حق بود، و چون راه حق بود و تشنه بودم و عاشق شهادت و عاشق لقاءالله،‌پس همچون کسی که تشنه لب است و به سرچشمه‌ای می‌رسد، من هم مانند او شهادت را چون نوشیدن آب زلال و گوارا دوست دارم بنوشم.

شهید حسین نظرکرده

افسوس که فقط یک جان در کالبد خود بیشتر ندارم که در راه تو ـ که راه اسلام و راه امام زمان(عج) است و راه نایب بر حق امام زمان، خمینی عزیز است ـ فدا کنم.

شهید علی‌اکبر کفشکنان

هیچ هدف و مقصودی در رفتن به جبهه جز انجام وظیفه شرعی و کسب رضای الهی محرک من نیست. باید عرض کنم سعی کرده‌ام که فقط و فقط برای رضای خدا و خشنودی او و اطاعت امر او به جبهه بروم، و هیچ نیرو و عامل دیگری را در این رابطه حتمی به مخیله خود راه ندهم. کوشیده‌ام که حتی «شهادت» نیز ـ که خود کمال بزرگی است ـ

هدف من قرار نگیرد. همانطور که بارها تذکر داده‌ام به نظر من در این برهه از زمان و مکان که اسلام شدیداً به یاری و حمایت احتیاج دارد و ندای «هل من ناصر ینصرنی» حسین(ع) هر چه رساتر بلند است، در چنین موقعیتی نه تنها «شهادت» بلکه حتی فکر به «شهادت» نیز فرصت‌طلبی است. پس، من نه با عشق به شهادت و نه با هدف اینکه از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنم، ونه به این منظور که به جبهه بروم و شهید شوم و از این دنیا خلاص شوم و خود را از گرفتاریها و بدبختیهای آن آزاد کنم، بلکه خدا خودش می‌داند،

همیشه از او می‌خواستم که به من توفیق این خدمت و اطاعت و عبادت عطا فرماید. هر چه رج و گرفتاری در این دنیاست انسانساز و در جهت قرب او و مایه تکامل و سیر الی‌الله است. خلاصه، ‌هر رنج و المی که رضا و خواست اوست از من دریغ نفرماید که بودن در این دنیا و عبادت او کشیدن رنج و درد در راه خدا، بالاترین لذت را دارد. البته،‌از خدا می‌خواهم که مرگ مرا «شهادت» در راه خودش قرار دهد، و مرگم را در بستر مقدر نفرماید. می‌خواستم که در بستر نمیرم، بلکه کشته شوم و به خون خود بلغتم، و حتی بسوزم و خاکستر شوم و از بین بروم، بلکه کشته شوم و به خون خود بغلتم، و حتی بسوزم و خاکستر شوم و از بین بروم،

تا بدنم نیز گوشه‌ای از این دنیای فانی را اشغال نکند، و با تمام وجود و با همه هست و نیستم به سوی او پر بگشایم. دیگر اینکه من برای هوی و هوس به جبهه نرفتم، زیرا هوی و هوس چیزی نیست که در مسئله جان و زندگی همچنان بتواند محرکی باشد، و لااقل برای من اینطور بوده که من جانم را بیشتر از این دوست داشتم که بخواهم در راه امیال و خواهشها و خواسته‌های نفسانی از دست بدهم، زیرا تا جانی نباشد دیگر هوی و هوس در کار نیست. تنها راه قصاص خود من از طریق ادامه راهم ـ که همان حمایت از اسلام و جمهوری اسلامی و امام امت است ـ می‌باشد.

شهید عبدالله عبدالجباری

اینک، به یاد تو به جبهه می‌روم، نه برای انتقام، بلکه به منظور احیای دینم و تداوم انقلابم پای در چکمه می‌کنم، و به خدا و به آن سوی و آن راه که صلاح می‌دانم می‌اندیشم. هدفم خدا و مکتبم اسلام است. آرزو می‌کنم قدمی که برمی‌دارم و گلوله‌ای که شلیک می‌کنم و قلب دشمن را هدف می‌گیرم به یاد خدا باشد. و جز رضای خدا و جهاد در راه او مقصودی ندارم.

شهید اباسعد حنیفه نیک‌آبادی

وظیفه شرعی خود دانستم که به جبهه حق علیه باطل بروم و دنباله‌رو راه شهیدان کربلای حسین(ع) و شهیدان کربلای این زمان باشم. باعشقی که به خدای خود دارم به سوی او می‌شتابم. امیدوارم که در این راه به آنچه آرزو دارم برسم و خریدار خون من خدا باشد. وقت رفتن به جبهه، باید نیتها پاک و خالص باشد. خدایا، این تن خاکی را از من قبول کن، آرزو دارم با شهادتم از تمامی گناهانم بگذری.

شهید ابوالقاسم کریمی کاشانی

اگر صد جان داشتم باز هم آن را در راه خدا و هفد تو نثار می‌کردم. خدایا، قدرتی به من ده تا فرسودگی اعضای بدنم و تا پایان یافتن نیروی جسمانیم در راه تو بجنگم.

شهید داود یوزباشی

ای کاش، همه مردم این احساس را که من هم اکنون دارم و احساس دیگر رزمندگان است داشتند، که خالی از تمام سمائل دنیوی است. توجه ما فقط به الله است. و هدف عالی که در پیش داریم هدفی است که امام حسین(ع) در پیش گرفته بود، و عاقبت به خاطر همین هدف به شهادت رسید. همانطور که ادامه‌دهندگان راه او در این راه شهید می‌شوند، من هم این راه را شناخته و به این راه قدم نهاده‌ام، و تا آخرین قطره خونم را فدای اسلام عزیز می‌نمایم، همانطور که حضرت قاسم در این راه فدا کرد.

شهید رضا شفیعی‌معز

به نام الله یکتای بی‌همتا، به نام الله یاری‌دهنده قلبها، به نام الله جان پناه دلها؛خدایی که ما را آفرید و جان داد، دل و فکر عطا فرمود و ما را از چشمه‌سار معنویت بهره‌مند ساخت؛ خدایی که تنها امید مستضعفان است، یاور درماندگان و دستگیر بینوایان، امید ناامیدان و پناه بی‌پناهان و خدایی که ما را بیافرید و روزی داد. می‌میراند و زنده می‌کند. و به نام خدای شهیدان.

شهید  جعفر حسین‌آبادی

شکر و سپاس خداوند متعال را که ما را مورد لطف و رحمت بی‌پایان خودش قرار داد و برای جهاد فی سبیل‌الله انتخاب نمود. و سپاس بیکران خدای را که بر ما عزت نهاد و ما را در عهدی زندگی داد تا بتوانیم راه خود را، که همان راه اسلام پاک محمدی است، دریابیم و در راه اسلام عزیز حرکت کنیم و به خواست و اراده خلل‌ناپذیرش و به فرمان امام بزرگوار در سرافرازی پرچم خون‌رنگ اسلام، که همان شعار «لا اله الا الله ومحمد رسول الله و علی ولی‌الله» است بکوشیم تا ملت شهیدپرورمان از ما راضی گردند.

شهید سعید نوری‌تاجر

با یک نگرش کوتاه بر زندگی شهیدان، می‌بینیم که هر یک چه ویژگیهای خاصی داشتند. آیا مگر می‌تون بدون خلوص و صفای قلب و پاکی نیت به لقاءالله و دیدار خدا، تنها معشوق عاشقان از خود رسته، تنها مراد جانبازان از مرید رهیده، و تنها امید خائفان و راجیان از بند گسسته پیوست؟ عجیب است «شهید و شهادت». او می‌بیند حضور ملائکه در نزدش را،‌ او می‌بیند آنچه را که خداوند برای او آماده کرده از نعمتهای بهشت،

او می‌بیند «عند ربهم یرزقون» را. آری، او می‌بیند از نزد پروردگارشان رزق داده می‌شوند؛ آنهم چه رزقی! راستی، ‌چه خوب هدایت یافتند،‌چه زیبا معنای هستی و زندگانی را یافتند، دریافتند که باید بنده خدا بود و ره قرب به خدا را پیمود. و چه زیبا و دلرباست برای آنان که کوتاهترین راه، ایثارگرانه‌ترین راه و جانبازانه‌ترین راهِ «شهادت» را یافتند.مگر نه این است که هر لحظه زندگی را باید به یاد خدا بود، و باید هر لحظه ره قرب به خدا را پیمود. پس، چه بهتر که حکیمانه‌ترین راه، کوتاهترین راه، ‌عاشقانه‌ترین راه، ‌خالصانه‌ترین راه و جاودانه‌ترین راه «شهادت» را پیمود.

و شهیدان چه زیبا در مسلک صالحان طریقِ حق ره معشوق را درنوردیدند. سالکان راه حق، راه انبیا، راه صدیقین، راه شهدا و صالحین ـ که در پیمودن راهشان و نیل به قله‌های بلند رستگاری و فلاح ـ از هیچ چیز نمی‌هراسند و از هیچ چیز باکی به دل راه نمی‌دهند و از هرگونه وابستگی رهیده‌اند، زیرا که خدایشان را خوب یافته‌اند. آنان خود را از قید فرزند، ‌همسر، مظاهر مادی، شهرت‌طلبی و مقام‌پرستی، عجب و خودپرستی و هر چیزی که او را به خود بندد واز خدایشان دور سازد رها کرده‌اند. آری، آنان همانگونه که خدایشان، اسلامشان، قرآنشان، پیامبرشان و امامشان رهنمودشان داده‌اند، نایب امام زمان(عج) را که حجت اوست بر انسانها وبا پیام خونین خویش چه زیبا و دقیق شناخته‌اند و پیرو و مقلد او در تمامی ابعاد شده‌اند. در این زمان این نعمت بزرگ خداوندی در وجود حضرت آیت‌الله العظمی امام خمینی تبلور یافته است.

شهید علیرضا فرخ

من نیز در قله‌های بلند سعادت به جستجوی «شهادت» پرداخته، و همانند سرور شهیدان حسین بن علی(ع) مرگ با عزت را بر زندگی ننگین ترجیح می‌دهم.

شهید محمداسماعیل محمدی

من که قطره‌ای از دریای حق‌طلبان هستم با شنیدن صدای پرهیبت مجاهدان، و نعره‌های جاودانی شهیدان، و احساس سوز دل مادران، نوحه‌سرایی خواهران داغدار، و آهسته قدم برداشتن پدران، و خیره نگاه کردن برادران عزادار، و در فکر فرو رفتن دوستان و آشنایان، خود را مسئول می‌دانم که باید با چنگ و دندان انتقام خون آنها را از این ستمگرهای زمان گرفت و باعث التیام دل خانواده‌های آنها شد. خود را مسئول می‌دانم که پرچم توحید را در دست گرفته و با شعار «الله‌اکبر» لرزه بر کاخ‌نشینان بیندازم. خود را مسئول می‌دانم که هرگاه دیدم نمی‌توانم در برابر خواست استعمارگران قد علم کنم، به زندگی خود به وسیله جهاد خاتمه داده و به دنیای ابدی و حقیقی بپیوندم.

شهید اسماعیل علائی‌فر

تنها آرزویم «شهادت» است، و همیشه از خداوند متعال خواسته‌ام که به این فوز عظیم و نعمت الهی برسم. همیشه فکر می‌کردم خدایا می‌شود روزی آید که «شهادت» نصیب من هم بشود که خدمتی به رهبرم امام خمینی و ملت ایران کرده باشم.

پاسخ دهید

دیدگاه شما

تویتر خوشمزه فیس بوک دیگ StumbleUpon بوز تکنوراتی

بهینه سازی پوسته : پک سنتر
آماده شده توسط : ماندگار وب